خلاق نیوز

پراکسولوژی هرمنوتیکی و کنشِ کارآفرینانه

شناسه مطلب: 668
زمان انتشار: ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ ساعت ۲۰:۰۱
ارسال توسط: newsadmin

چکیده

هدف: این مقاله می‌کوشد تا چارچوب مفهومی پراکسولوژی را در پرتو خوانش هرمنوتیکی بررسی کند و تلاش دارد تا کفایت تبیینی آن را در واکاوی کنش کارآفرینانه نشان دهد. بدین منظور، ابتدا اصول فلسفی مبانی شناختی پراکسولوژی را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ جایی که رویکردهای تفسیری اقتصاددانان متأخر مکتب اتریشی در تقابل با مطلق‌انگاری نسخه میزسی از پراکسولوژی قرار می‌گیرند. سپس با تأکید بر پیشینی‌گرایی هرمنوتیکی و جایگاه آن در تقابل نظریه اقتصاد نئوکلاسیک با اقتصاد اتریشی، مسائل اساسی که به بازتعریف جنبه‌های شناختی پراکسولوژی راه می‌برند، معرفی می‌گردند. در تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی، پراکسولوژی یا همان مطالعه‌ی منطقِ کنش انسانی، به منزله‌ی یکی از ارکان اصلی در معرفت‌شناسی علم اقتصاد اتریشی معرفی شده است. تبیینِ این اصل، نخست از سوی لوودیگ فن میزس، از پیشاهنگان مکتب اتریشی علم اقتصاد، ارائه شد؛ او پراکسولوژی را به منزله‌ی سنگ‌بنای نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی بازمی‌شناسد و تفسیر خود از نظریه‌ی اقتصادی را به‌نحوی مبسوط بر پایه‌ی دلالت‌های شناختیِ این اصل پی می‌ریزد. در نگاه او، پراکسولوژی اصول بنیادین معرفت‌شناسی کنش انسانی را در علوم اجتماعی به‌طور عام و علم اقتصاد به‌طور خاص، برمی‌نهاد. این نسخه از پراکسولوژی، به سیاقی کانتی، چارچوبه‌های پیشینی لازم برای واکاوی کنش انسانی را بر اساس مقدماتی یقینی و بدیهی و مقولاتی مسلم همچون علت‌مندی و غایت‌مندی به دست می‌دهد تا حوزه‌ای معرفت‌شناختی را آشکار سازد که عاری از نسبیت‌ها و نااطمینانی‌های بافتارمند و تاریخی است. به بیان دیگر، این شالوده‌ی منطقی، فراتاریخی و جهان‌شمول است و در حکم یک بنیان نظری قطعی و پیشاتجربی است که تحلیل‌های تاریخی و بررسی‌های شواهدمحور و آماری را باید در بطن آن نشاند و معنادار ساخت. با این حال، در طول سیر تحولی اندیشه‌پردازی در مکتب اتریش، اندیشمندان تا حدی از سویه‌های جزم‌گرایانه‌ی آشکار و پنهان در هسته‌ی نظریِ این قسم پراکسولوژی مطلق‌انگار و کانتی دور شدند و به سوی برداشتی پویاتر و انعطاف‌پذیرتر از آن سوق پیدا کرده‌اند؛ برداشت‌هایی که به‌لحاظ معرفت‌شناختی تفسیر محورند و ساخت معنای کنش را منوط می‌دانند به زمینه‌مندی‌ها و موضوعیت‌های بافتاری، چیزی که عموماً ذیل رویکردهای هرمنوتیکی در علوم اجتماعی قرار می‌گیرند.
روش: موضع روش‌شناختی این مطالعه بر پایه تحلیل‌های هرمنوتیکی از تاریخ نسخه‌های مختلف پراکسولوژی میزسی استوار است. با بررسی آثار دست‌اول مربوط به نظریه‌های بنیادین و دگراندیش از کنش انسانی و مرور انتقادات هایک به جنبه‌های همان‌گویانه‌ی مطلق‌انگاریِ میزسی، به ایده‌های اکتشافی لاخمان و شَکل اشاره می‌کنیم و بر تأکید آن‌ها بر ارکانی مانند زمان، عدم‌قطعیت و بافتارمندیِ کنش تأکید می‌ورزیم.
یافته‌ها: این پژوهش استدلال می‌کند که ادغام عناصر هرمنوتیکی در تحلیل کنش انسانی و رد پیشینی‌گرایی ساده‌انگارانه، از یک سو به معرفی ویژگی‌هایی که پویایی خلاقانه ذهن را در غایت‌شناسی کنش انسانی وارد می‌کنند یاری می‌رساند و از سوی دیگر جایگاه بافتارمندی اجتماعی کنش را در عرصه‌ی پراکسولوژی قراریاب می‌سازد.
نتیجه: پراکسولوژی هرمنوتیکی، به دلیل تمرکز بر ماهیت پویای کنش انسانی و فرآیندهای تصمیم‌گیری، می‌تواند به‌نحوی مؤثر به مثابه‌ یک اصل توصیفی_تبیینی در واکاوی کنش کارآفرینانه که اساساً شامل عدم‌قطعیت و ابهام است، به‌کار گرفته شود و به منزله‌ی راهنمایی برای گنجاندن یافته‌های نوین شناختی در تحلیل کنش عمل کند. در این مطالعه، این موضع هرمنوتیکی و بافتارمند، در برابر موضع مطلق‌انگار آغازینی که در پراکسولوژی میزسی مطرح شده قرار داده شد، تا ضمن تأکید بر مزیت‌های معرفت‌شناختی آن، برازش نظری آن در تحلیل کنش خلاق را نیز برجسته سازیم.